برای ایجاد ارتباط با انسانها ، یکی از مهمترین و شاید مهمترین معیار و شاخص ،ترازوی نفس خودمان است. ما هر رابطه ای را که با دیگران برقرار می کنیم ، نسبت به آن آگاهی کامل داریم ، لذا می توانیم در ترازوی نفس آن را وزن کنیم و سپس قضاوت کنیم که آیا رابطه خوب و موثری است یا نه رابطه بد و مخربی است . شاید شما این کلام را که به نوعی به معصومین علیه السلام بر می گردد زیاد شنیده باشید که آنچه را برای خود نمی پسندی ، برای دیگران نیز مپسند . پس خود من معیار رفتارها در روابطم با دیگرانم . اگر نمی پسندم که به من توهین شود نباید به دیگران توهین کنم . اگر نمی پسندم که به من دروغ گفته شود نباید به دیگران دروغ بگویم و در رابطه با سایر رفتارها نیز این معیاررعایت می شود .
اما در رابطه با خداوند ، چگونه می توانیم ارتباط موثری برقرار کنیم ؟
معیار این ارتباط موثر چیست ؟ به عبارت دیگر اگر ما سعادت دنیا و آخرت را می خواهیم که عقلا باید بخواهیم و می دانیم که این سعادت را خداوند به انسانها ارزانی می بخشد ، چگونه این سعادت را برای خود جلب کنیم و شقاوت را از خود دور کنیم ؟
ظرافت پاسخگویی به این سوال این است که در اینجا نفس آدمی و شیطان بدنهاد ، گاهی شقاوت را سعادت جلوه می دهند و سعادت را شقاوت تعبیر می کنند . تشخیص سعادت و شقاوت گاهی آنچنان مشکل است که نیاز به انسانهای چیز فهم و زبان فهم دارد . یعنی عاقلی باید که ما را رهبری کند . برای توجه خوانندگان عزیز چندین آیه از قرآن را مورد توجه قرار می دهیم و از خداوند برای فهم بهتر آن آیات استمداد مي طلبيم.
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالً ۱۰۳ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا۱۰۴
«سوره کهف»
ترجمه : بگو آیا شما را به زیانکارترین ها آگاهی ندهیم . کسانی که کوشش آنها در زندگی دنیا به هدر رفته در حالیکه خود می پندارند که عملکرد خوبی دارند !
این آیه می فرماید بعضی از ما انسانها نه تنها قدرت تشخیص سعادت از شقاوت را از دست داده ایم بلکه شقاوت را سعادت می پنداریم . در توضیح این کج فهمی باید گفت که انسانها در ارتباط با تشخیص عمل صالح و فاسد چهار نوعند :
اول : بعضی قدرت تشخیص عمل صالح از فاسد را دارند و با این فرمان الهی که در تقوی بدست می آید همواره بر صراط مستقیم قرار دارند ( و من یتق الله یجعل له فرقانا )
دوم : بعضی قدرت تشخیص را ندارند اما به گروه اول اتصال دارند و در مواردی که برایشان مبهم است از طریق سوال و پیروی از متقین به راه راست هدایت می شوند
سوم : بعضی در شک و ابهام قرار دارند و از سوال نیز که کلید فهم است استفاده نمی کنند و لذا هماره در وادی تحيرو چه کنم باقی می مانند . گاهی بعضی از این افراد با عنایانت الهیه و با دستگیری انسان متقی از این ورطه خلاص شده و هدایت می شوند
چهارم : گروهی هستند که ساختار و دستگاه تشخیص دهنده آنها بیمار شده است و باطل را حق و حق را باطل می پندارند و به نظر خودشان بر حق می باشند و سعادت را شقاوت و شقاوت را سعادت می پندارند و برای اعمال نکبت بار خود دلیل و برهان اقامه می کنند این گروه هرگز راه به صواب نخواهند برد زیرا دستگاه تشخیص دهنده آنها به گونه ای وارونه شده است . منظور آیه این گروه چهارم است که زیانکارند ولی در محاسبه غلط خود را بهره مند حساب می کنند .
در علم پزشکی نمونه این بیماری وجود دارد و آن بیماری «خود ایمنی» است در این بیماری میکروب یا ویروس بجای اینکه مستقیما موجب تخریب بدن گردد ، باعث میشود که سیستم ایمنی را تخریب می کنند و قدرت تشخیص را از بین می برند لذا سیستمی که مدافع بدن است با از دست دادن تشخیص درست ، بدن را دشمن پنداشته و آن را تخریب میکند ! یعنی گلبول های سفید و آنتی کرها که برای دفاع از بدن و مبارزه با دشمن ( آنتی ژن ها ) خلق و طراحی شده اند و لازم است بدن را به عنوان ( خودی ) تشخیص دهند و ویروس را ( غیر خودی ) بدانند . بر اثر این بیماری قدرت تشخیص را از دست داده و بدن را دشمن فرض می کنند . و با تمام قدرت بر علیه او وارد کارزار می شوند . بیماری های آرتریت روماتوئید ، لوپوس و غیره از این قبیل هستند . اگر بخواهیم خلاصه گویی کنیم باید بگوئیم که جسم این بیماران در حال خودکشی تدریجی است و اگر طبیبی حاذق به کمک آنها نشتابد ، دیر یا زود به ديار مردگان خواهند رفت .
در مورد تشخیص شقاوت از سعادت ، دوست از دشمن ، هدایت از ضلالت هم چنین است لکن در اینجا کار مشکل تر است زیرا این بیچاره طبیب را هم بیمار می داند و چنان می پندارد جز خودش همگی در ورطه ضلالت هستند حال از شما می پرسم آیا راه نجاتی برای این بیماران روحی وجود دارد ؟
أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ ۱۴ «سوره محمد»
ترجمه : آیا من کسانی را که بر حجتی ( برهانی ) از جانب پروردگار خویشند مثل کسانی هستند که بدکرداریشان برای آنها زیبا جلوه داده شده است و از هوای نفس خود پیروی می کنند .
در اینجا به زینت دادن اعمال که کار و عمل شیطان است ، اشاره شده است ، یعنی اهل سعادت داراي هدایت الهی، دلیل عقلی محکم و برهان محکمه پسند برای اعمال خود می باشند اما کسانی که از هواهای نفسانی و امیال غریزی بدون کنترل عقلی و منطقی پیروی می کنند ، توسط شیطان مسخ شده اند و عمل نازیبا و زشت خود را زیبا می بینند . خداوند در این آیه علت شقاوت و مسخ شخصیت را پیروی از هوا دانسته ولی شیطان نیز که منتظر چنین هوا پرستانی است به کمک آنان آمده و عمل زشت آنها را زیبا جلوه می دهد. پناه بر خدا از این مسخ شدن!!!
بنابراین این انسان یا بهتر بگوییم این موجود مسخ شده هرگز توبه هم نمی کند زیرا به گمان خویش کار زیبایی کرده است و کار زشتی نکرده است تا از آن توبه کند نمونه آن را سردمداران ظالم و هوسران آمریکا می توان دانست . که چندین سال است بر سر مردم مسلمان بمب می ریزند و آنها در انظار و جلوی چشم عزیزانشان می کشند و سپس به یکدیگر جایزه شجاعت می دهند. داستان هواپیمای ایرباس و شهادت عزیزانمان فراموش نشده است مهم این است که این جنایتکاران کار خود را خوب می دانند و به همین دلیل است که مسخ شده اند و نمی دانند.
این دو آیه در هشدار به ما برای فهم ارتباط صحیح با خداوند کفایت می کند به نظر می رسد بهترین الگو های ارتباطی ادعیه ماثور از ائمه باشند لذا لازم است برطبق آن مدل با خداوند مرتبط شد زیرا در غیر اینصورت احتمال گمراهی و دوری از خداوند وجود دارد در حالی که ما گمان می کنیم به خداوند نزدیک شده ایم .
بنابراین آیات و آن نگرانی که عرض کردیم ، برای ایجاد ارتباط با خداوند نیاز به شناخت او داریم و در پرتو این شناخت نسبی است که بایستی روابط خود را با او تنظیم کنیم .
اگر خداوند را خالق خود بشناسیم پس باید ارتباط ما با او مبتنی بر ارتباط مخلوق با خالق باشد . اگر او را غنی و بی نیاز بدانیم پس ارتباط ما با او ارتباط فقیر با غنی است اگر او را مالک بدانیم پس مملوک او هستیم و اگر رب بدانیم پس عبد خواهیم بود و ...
آنچه که بر اثر کاوش در قرآن و ادعیه ماثوره حاصل می شود این است که بهترین راه ارتباط با خداوند استفاده از دو اسم رحمان و رحیم است این دو اسم بخصوص اسم رحیم نسبت به سایر اسما بغیر از الله بیشترین فراوانی را در قرآن بخود اختصاص داده است نمونه آن 114 مرتبه تکرار، در بسم الله الرحمن الرحیم است .
معانی این دو اسم : اولا باید بدانیم که این دو اسم مثل اسامی بشر نیستند بلکه دو مظهر خداوند می باشند که خود دارای حیات و شئون زندگی می باشند و خداوند با اسامی خود همه موجودات را خلق می کند و نعمت وجود می بخشد و رزق وروزی می دهد و حیات آنها را در عالم ماده ایجاد و تامین می کند آنها را تدبیر می کند ، موجودات و بخصوص انسان را هدایت می فرماید پس هر موجودی اعم از ملائکه و انسان، جن و حیوان ، زمین و آسمان همگی در ظل اسامی خداوند می باشند .
مثلا رحمان همان اسمی است که بر عرش استیلا دارد ( الرحمان علی العرش استوی ) خلاصه اینکه خداوند که از او به الله یعنی ذاتی که مستجمع جمیع صفات کمالیه است تعبیر می کنیم توسط اسماء خود امور عالم را به عهده دارد . در دعای جوشن کبیر هزار اسم را بیان فرموده که هر یک برای انجام کاری ماموریت دارد .
خطر !! به این هشدار توجه کنید !
قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضْعَفُ جُندًا 75 «سوره مریم »
ترجمه : بگو هر كه در گمراهى است [خداى] رحمان به او تا زمانى مهلت مىدهد تا وقتى آنچه به آنان وعده داده مىشود يا عذاب يا روز رستاخيز را ببينند پس به زودى خواهند دانست جايگاه چه كسى بدتر و سپاهش ناتوانتر است .
هشدار در اینجاست که نعمت وجود قدرت ، ثروت که بوسیله خداوند رحمان افاضه می شود برای همه خوشبختی ساز نمی شود ، که موجب بدبختی هم می شود و این انسان است که بر اثر ضلالت خود همه این نعمت ها را به نقمت تبدیل می کند و از وجود خود كه افاضه رحمن است سوءاستفاده کرده و به جان حرث و نسل می افتد و همه را نابود می سازد !
سوء استفاده از نعمت خداوند
وَ منَِ النّاسِ مَن یُعجِبُکَ قَولُهُ فِی الحَیَوهِ الدُنیَا وَ یُشهِدُ اللهَ عَلَی مَا فِی قَلبِهِ و هُوَ اَلَدُّ الخِصَامِ 204 وَ اِذا تَوَّلی سَعَی فِی الاَرضِ لِیُفسِدَ فِیهَا وَ یُهلِکَ الحَرثَ وَ النَّسلَ وَ اللهُ لا یُحِبُ الفَسَادَ 205 وَ اِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ اَخَذَتهُ العِزَّهُ بِالاِثمِ فَحَسبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئسَ المِهَادُ206 «سوره بقره »
ترجمه : « و از میان مردم کسی است که در زندگی این دنیا شخص تو را به تعجب وا می دارد و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد و حال آنکه او سخت ترین دشمنان است 204 و چون به قدرت رسد کوشش می کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد . و خداوند تباه کاری را دوست ندارد 205 و چون به اوگفته می شود « از خدا بترس » نخوت ، وی را به گناه کشاند . پس جهنم برای او بس است ، و چه بد بستری است 206 »
بنابراین آیات و آیات مشابه و آنچه در زمان ما اتفاق می افتد و خود شاهد آن هستيم . نعمت وجود برای بعضی از انسانها بدلیل اعتقاد و اعمال و رفتارشان به نقمت و شقاوت تبدیل و سرانجام آنها را به جهنم می کشاند ( پناه بر خدا )
فکر می کنیم برای ایجاد نگرانی و هشدار ، همین چند آیه کافی باشد . گرچه تذکر، همیشه سودمند است . از رحمت گفتیم آن صفتی که خداوند خود را در جای جای قرآن با آن معرفی می کند رحمت عام پروردگارت شامل همه موجودات ، کافر و مومن ، جن و انس می گردد و همه از ناحيه این رحمت لباس وجود می گیرند ولی رحمت خاص او که با اسم رحیم مشخص می شود صرفا دستگیر مومنین است و این مومن است که با رحمت رحمانیه خداوند خلق می شودو با رحمت رحیمیه او هدایت می گردد ! وکان بالمومنین رحیما ! پس برای ارتباط موثر باید به این رحمت رحیمیه متوسل شويم اللهم انی اسئلک برحمتک
شرط تمسک به رحمت الهی
برای فهم بسیاری از روابط مربوط به خداوند و بشر کافی است از روابط و احساسات خود نسبت به فرزندان و دوستانمان مثال بیاوریم همه ما نسبت به فرزندان خود مهربان و رحیم و دلسوزهستیم اما هنگامی که یکی از آنها از مسیر اطاعت ما خارج و در مسیر مخالفت و عصیان با ما قرار می گیرد از دایره رحمت ما خارج شده و به دایره غضب و خشم ما وارد می شود این مساله ای است وجدانی که هر یک از ما کاملا به آن آگاهی داریم . شدت و حدت مخالفت آن فرزند با ما و دایره مخالفت او و زیانهایی که از ناحیه مخالفت او به ما تحمیل می شود تا اینکه او را به دایره خشم ما وارد کند به ظرفیت روانی ما بستگی دارد
بعضی از ما با کمترین مخالفت فرزندانمان آنها را از خود می رانیم و نسبت به آنها خشمگین می شویم و بعضی از ما شاید سالها تحمل کنیم، سپس از بازگشت آنها به مسیر حق ناامید می شویم و آنها را از رخمت خود محروم می نماییم این اصل، اصلی است وجدانی و قابل قبول و در ارتباط با خداوند هم همین اصل جاری و ساری است.
در این آیه می خوانیم: قل اطیعوا الله و الرسول فان تولوا فان الله لا یحب الکافرین 32 « آل عمران »
ترجمه : بگو خدا و پیامبرش را اطاعت کنید پس اگر رویگردان شدند ، قطعا خداوند کافران را دوست ندارد .
در اینجا مخالفت با خدا و رسول کفر تلقی شده است . این کفر مربوط به اطاعت است پس مخالفت با خداوند موجب کفر و کفر موجب غضب است. زیرا فرمود خداوند کافران را دوست ندارد. پس دشمن می دارد زیرا بین دوستی و دشمنی منزل و مرحله دیگری نیست. ممکن است شما بگویی منزل بی تفاوتی!
چنانکه ما نسبت به بعضی از افراد بی تفاوت هستیم اما این منزل و حالت برای خداوند وجود ندارد . زیرا او یا بندگان خود را دوست دارد در آن صورت رحمت خود را مشمول آنان می کند و یا دشمن دارد که در آن صورت مشمول غضب الهی می شود
در آیه دیگری می فرماید: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون 56 « لذاریات »
ترجمه: جن و انس را نیافریدم مگر اینکه مرا بپرستند.
بنابراین آیه، برای جلب رحمت الهی راهی جز اطاعت و عبادت و بندگی نیست.و اگر کسانی به گمان خود علیرغم مخالفت آشکار و نهان با فرامین خداوند متعال معتقدند که خدا رحیم است و خدا با آنهاست. و خداوند آن ها را می آمرزد سخت در غفلت و بی خبری هستند این ها همان گروهی هستند که فریب آرزوهای مغرور کننده خود را خورده اند و زهی خیال باطل! چگونه خداوند آنها را می بخشد در حالی که به کفر او مشغولند. اما اگر توبه کنند و دست از مخالفت بردارند و به اعمال صالح روی آورند قطعا خداوند آنها را خواهد بخشید.
بنابراین استدلال فطری، که شواهد آن را در قرآن می بینید تنها کسانی مستوجب رحمت الهی هستند ک مطیع فرامین او باشند که : ( ان رحمت الله قریب من المحسنین ) و باید بدانیم خداوند با گناهکاران نیست و اگر خیال می کنیم خداوند در هر حال با ما است خیال خامی است. ما اگر گناه کنیم از رحمت خدا دور می شویم که فرمود : ( ان الله مع الذین اتقوا و الدین هم محسنون 128) « نحل » در حقیقت خداوند با کسانی است که تقوا داشته باشند و با کسانی است که نیکوکارند.
پس اگر در قرآن با این آیه مواجه شدیم که می فرماید : ( الا من رحم ربک و لذلک خلقهم ) « مگر کسانی که پروردگار تو به آنان رحم کرده و برای همین ( رحم کردن ) آنان را آفریده است » نباید فکر کنیم این رحمت شامل همه انسان هاست و هر کس با هر عملی زیر چتر این رحمت خداوند قرار می گیرد بلکه به ادامه آیه نیز باید توجه کنبم که می فرماید : ( و تمت کلمه ربک لاملان جهنم من الجنه و الناس اجمعین119) « هود » یعنی و وعده پروردگارت چنین تحقق پذیرفته است که البته جهنم را از جن و انس یکسره پرخواهیم کرد. با این بیان، باید بدانیم رحمت الهی که از آن به عنوان بهترین دستاویز سخن می گوییم همان راز خلقت است و خداوند برای اینکه رحمان و رحیم است جن و انس را خلق می کند تا به آنان رحم نماید اما راه جذب این رحمت را نیز خودش بیان فرموده است و آن، بندگی است، زیرا بسیاری از همین جن و انس به دلیل استکبار و خود بزرگ بینی به جهنم واصل می شوند که جایگاه خود بزرگ بینان است.
( پایان قسمت اول )
راهکارها؛ با توجه به اینکه دانستیم برای ارتباط با خداوند لازم است از رحمت او استفاده کنیم و او را نسبت به خود از پدر و مادر مهربان تر بیابیم به راهکارهای عملی برای جلب این رحمت می پردازیم؛
1- دعا : يكي از راههاي ارتباطي با خداوند و مهمترين آنها، دعاست.در دعاي شريف كميل عرض مي كند : ( ارحم لمن لا يملك الا الدعا ) و« خدايا به كسي كه به جز دعا ندارد رحم كن » اين حقيقتي است كه ما جز دعا نداريم يعني تنها و تنها چيزي كه ما مالك آن هستيم ، دعا مي باشد . اما تقريبا همه ما ، نوعي استقلال و استغناء را براي خود قائليم . واين همان ورطه بسيار خطر ناكي است كه افراد كمي از آن مي گريزند.
با نگاهي اجمالی به خود در مي يابيم كه ما توسط دو سيستم عصبي برپا هستيم، سيستم عصبي خودكار و سيستم عصبي ارادي. سيستم عصبي خودكار ، مجموعه فعاليت هايي را كه از اراده ما و حتي شعور ما خارج است ، اداره مي كند و توان و اراده و حتي فهم ما هيچ نقشي در اداره آنها ندارد از قبيل فعاليت قلب و گردش خون ، كليه و كبد ، طحال و گوارش ودفع و جذب ، سيستم عریض و طويل غدد مترشحه داخلی از قبيل تيروئيد و غيره و ساير سيستم هايي كه ذكر آنان در اين مختصر نمي گنجد . بنابراين قلب ما ، كه فعاليت آن از حیطه اختيار ما خارج است ، اگر لحظه اي از كار بيافتد ، مرگ كه همان خاموشي ابدي است به سراغ ما خواهد آمد ، اگر يكي از رگهاي مغز به هر دليل مسدود شود يا پاره شود ضايعه اي جبران ناپذير براي ماست كه هيچ كاري از ما ساخته نيست . در ساير قسمتها نيز وضع همين است در واقع بر ماشيني سواريم يا بر اسبي سواريم كه حيات زندگي او به ما ( روح ) مربوط نيست بلكه براي مدتي در اين دنيا در اختيارما قرار گرفته است ( كه چگونه رفتار مي كنيم )
سيستم عصبي حركتي يا ارادي نيز در عين حالي كه در تحت اراده من است اما ارتباط مستقيم به سلامت سيستم خود كار دارد يعني اگر من بخواهم با دستم حركتي كنم و نامه اي را امضا نمايم بايد اين دست كار كند و حركت نمايد و اين در صورتي است كه عروق و اعصاب آن از نوك انگشتان تا مغز درست كار كند و سالم باشد و اگر هر گونه ضايعه اي در آن وجود داشته باشد دست در اختيار من نخواهد بود مثل بسياري از افراد فلج يا دست شكسته يا بيماران روماتوئيدي و غيره ، پس اين قدرت ظاهري و احساس بي نيازي من بسیار غلط انداز و توهم زاست یعنی ما هیچ چیزی از خود نداریم همه آنها تحت سیطره خداوند و از خداوند و متعلق به او هستند که البته مدتی در اختیار ما قرار گرفته اند
پس ما چه داریم ؟ دعا . خداوند می فرماید همه چیز از آن من است و من کلید همه چیز را به بنده ام داده ام و آن کلید، دعااست .
در اینجا ذکر این نکته که ما هیچ اراده ای در آمدن به این دنیا و خلق نطفه خود تا تکامل جسمانی و سیر تحول خود تا بزرگسالی و پیری نداریم و هیچ اختیاری هم برای رفتن از دنیا و مردن خود نداریم و در آن عوالم هم هیچ اخیاری نخواهیم داشت همه این آمدن ها و رفتن ها و مبعوث شدن ها به قدرت الهی است و ما تنها و تنها مشمول اعمال خود در این برهه زمانی یعنی مدت زندگی دنیوی هستیم پس برای نجات از این چاه ویل و عروج به ملکوت به وسائلی نیازمندیم که یکی از آنها دعاست و این فریادی است که از اعماق جان ما برمی خیزد که ای پروردگار متعال (ارحم من راس ماله رجاء و سلاحه البکاء ) به کسی که سرمایه اش امید است و سلاحش گریه ، رحم کن و این دعا در عرش می پیچد و دریای رحم آن به نیاز صاحب رحمت واسعه را به جوش می آورد و دستهای لطف او به سراغمان می آید و ما را از دنیای پست و دون و چاه ويل تخیل و اوهام به نور وجود و معرفت و مقام قرب می کشاند !
فضیلت دعا :
خداوند می فرماید قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ77« فرقان »
یعنی بگو پروردگار من اگر دعای شما نبود اعتنائی به شما نمی کرد . پس ارزش و اعتبار هر کس نزد خداوند به میزان دعای اوست و می فرماید ( فلولا اذ جاءهم باسنا تضرعوا و لکن قست قلوبهم ) پس چرا هنگامی که عقوبت ما به آنها رسید گریه و زاری نکردند تا به سبب دعا و تضرع آنها عقوبت خود را برداریم ولیکن دل هایشان سخت شده است که دعا نمی کنند پس هنگام گرفتاری و مشکلات از هر قبیل که باشد بهترین کلید برای حل آنها همان دعاست که با شرایط خود کارساز خواهد بود .و اين چنین است كه آن دانای رازها و نیازها می فرماید : ( واذا سالک عبادی عني فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان) « و هنگامی بندگانم از تو درباره من می پرسند پس بدانند که من نزدیک هستم . درخواست دعا کننده را هنگامی که مرا می خواند اجابت می کنم »
یار نزدیکتر از من به من است و این عجب من که من از وی دورم
همه اینها را که ملاحظه می کنید بر این حقیقت گواهند که همه چیز در ید قدرتمند الهی است و بندگان بی جهت به خود و دیگران برای رفع گرفتاری ها و کسب و کار و رشد و غیره و غیره می پیچند همه باید بسوی آن قدرت لایزال و لم یزل روی آورده و در سجود و رکوع و قیام ، دنیا و آخرت را از او بگیرند و الا کج و بیراهه رفته اند و مسئولند حتی اگر دعا نکنند معاقب هستند، زیرا دعا وظیفه آنهاست و عبادت آنهاست و بلکه مخ عبادت همین دعاست چنانچه می فرماید :
( ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین )
یعنی « مرا بخوانید که در این صورت شما را اجابت خواهم کرد، براستی کسانی که از عبادتم استکبار می ورزند به زودی با پستی و خواری به جهنم وارد می شوند »
پس به همه ما هشدار می دهد که ترک دعا مساوی گردنکشی است و گردنکشان را، جهنم، سزاست .
فواید دعا :
در اینجا از کتاب شریف فلاح السائل سید بزرگوار ابن طاوس مختصری از فواید دعا را نقل می کنیم . کسانی که علاقمند به مفصلات هستند به همان کتاب مراجعه کنند .
1 امام صادق می فرماید : که علی علیه السلام فرمود : ( احب الاعمال الی الله سبحانه فی الارض الدعا و افضل العباده العفاف ) « یعنی دوست داشتنی ترین کارها نزد خداوند در زمین همین دعاست و برترین عبادتها پاکدامنی است . » یعنی در زمین کاری بهتر از دعا نیست . در آسمان چطور ؟ نمی دانیم ما فعلا در زمین هستیم و باید دعا کنیم که محبوب خداوند قرار گیریم
2 امام صادق از پدرش نقل می کند که پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند ( الا ادلکم علی سلاح ینجيکم من عدوکم و یدر ارزاقکم ؟ قالو بلی قال تدعون ربکم بالیل و النهار ، فان الدعا سلاح المومن )
« یعنی آیا شمارا بر سلاحی که از دشمنانتان، نجاتتان می دهد و روزی هایتان را برقرار میکند راهنما نباشم عرض کردند چرا ما را راهنمایی کن . فرمود : شب و روز پروردگارتان را بخوانید که به راستی دعا سلاح مومن است . »
و از این دست روایات فراوان هستند پس ای عزیز برای دفع دشمنانت و ریزش روزی ات از آسمان که:وفی السماءرزقکم، دست به دعا بردار و به بیراهه نرو و از غیبت و بدگویی بپرهیز و فقط به این جمله بسنده کن که خدایا مرا از شر دشمنانم حفظ کن و روزی مرا برسان !
البته ممکن است بعضی از اذهان عجول بگویند پس هیچ کاری نکنیم و در گوشه منزل دعا کنیم و پست چی محترم روزی را در بهترین ظروف برای ما خواهد آورد ! نه عجله نکنید این مباحث در شرایط استجابت دعا خواهد آمد .
3 از امام موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده است که ( ان الدعا ء یرد ما قدر و ما لکم یقدر ) ( که دعا آنچه را که مقدر شده است بر می گرداندوآنچه را که مقدر نشده است نیز بر می گرداند) راوی می گوید پرسیدم به قربانت گردم مقدر شده است را فهمیدیم اما آنچه را که هنوز مقدر نشده است به چه معناست امام می فرماید، تا این که مقدر نشود، پس نقش و تاثیر دعا در این باب نیز روشن است خداوند اگر بلایی را برای بشر مقدر کند دعا آن را متوقف کرده و از بشر باز می دارد و اگر خداوند بخواهد در آینده نیز عذابی را مقدر کند باز دعا این قدرت را دارد که از تقدیر آن عذاب جلوگیری نماید.
4 در روایتی از محمد بن مسلم است که می گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم که پیامبر در رابطه این دانه سیاه ( سیاه دانه ) فرموده است : فیها شفاء من کل داء الا السام که در آن دانه از هر بیماری شفایی است غیر از سام ( مرگ ) حضرت باقر فرموده اند چنین فرموده است پیامبر اما ادامه داد که آیا من تورا به چیزی که در آن شفا از هر بیماری حتی سام است خبر بدهم ؟ عرض کردم بله فرمودند دعا. در حالی که همه چیز در ید قدرت خداوند است و ذل کل شی بعظمته و قدرتی که همه چیز مقهور اوست قدرت خداست پس چرا خداوند نتواند بیمارها را شفا بخشد و مرگ را به تاخیر اندازد پس خداوند می تواند و شما هرگز نگویید که بله خداوند می تواند ولی اسباب شفای بیماران را در دوا قرار داده است که می گوئیم دوا نیز یکی از اسباب است و خداوند شفا را در آن قرار داده است همچنان که ( سیاه دانه ) را که اخیرا چندين ماده از آن استخراج کرده اند و تحقیقات پزشکی بر روی کیفیت شفا بخشی آن ادامه دارد، خداوند شفا قرار داده است . در دعا نیز شفا را قرار داده است که البته برتر از سیاه دانه است .
برای روشن شدن این چهار مطلبی که گفته شد مثالی بیاوریم و آنهايي را که از نظر ذهنی به مثال عادت کرده اند روشن کنیم .
بسیار اتفاق افتاده است که کسی ما را اذیت می کند ، به ما تهمتی می زند و یا حقی را از ما ضایع می کند و ما قبل از هر اقدامی، در قوای و همیه و متخیله خود برای مبارزه با او نقشه ها و برنامه ها را طرح ریزی می کنیم، اما با نگرشی دوباره نسبت به ضعف و جهل و یا درماندگی او نسبت به این برنامه های خود تجدید نظر می کنیم و بخصوص اگر خودش به اشتباهش پی برد و در مقام عذر خواهی به درگاه ما حاضر شود ، ما قطعا نرم می شویم و از انتقام و حق خواهی دست می کشیم . همه اینها را در خود وجدان می کنیم و نیاز به استدالال ندارد . در مورد خداوند هم چنین است ما با کارهای زشت خود ، گمان خود و ظلمی که نسبت به خود و دیگران می کنیم سرنوشتی را در عرش برای خود رقم می زنیم که در واقع عقوبت اعمال خود ماست . ممکن است آن سرنوشت بیماری باشد یا فقر باشد یا فقدان فرزند باشد و یا حتی مرگ باشد اما بر اثر پشیمانی به استغفار و دعا متوسل می شویم و یا به ائمه اطهار علیهم السلام متوسل می شویم و خداوند آن سرنوشت محتوم را عوض می کند و همه را پاک می گرداند. این رويداد خیلی طبیعی است و هیچ جای تعجب ندارد، همچنانکه در خودمان شاهد بروز آن می باشیم . پس ای عزیز همواره بکوش تا جز خدا نبینی و جز از خدا نخواهی که تمام عزت در بندگی است و بندگی همان دعاست .
دعا از تلاوت قرآن برتر است
معاویه بن عمار می گوید به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم : دونفر در لحظه معین نمازشان را شروع می کنند ، یکی در نمازش قرآن تلاوت می کند و دعا می خواند ولی تلاوتش از دعا کردن بیشتر است و دیگری دعا کردنش از تلاوت قرآن بیشتر است و در لحظه معینی با یکدیگر نماز را تمام می کنند اعمال کدامین بر دیگری برتری دارد ؟ امام می فرماید : در هر دو برتری است هر دو خوبند . عرض کردم می دانم که هر دو خوب است اما کدام بهتر است ؟. فرمود : دعا بهتر است
آیا قول خدا را شنیده ای که فرمود « و قال ربکم ادعونی استجب لکم » به خدا قسم دعا عبادت است و از تلاوت قران به خدا قسم بهتر است و به خدا قسم برتر است آیا دعا همان عبادت نیست به خدا قسم دعا همان عبادت است آیا آن دعا محکم ترین آندو نیست چرا به خدا دعا محکم تر است از قرآن خواندن .
به نظر می رسد که قرآن برای هدایت انسان نازل شده باشد و آخر هدایت این است که انسان بفهمد و وجدان کند که هیچ چیزی را مالک نیست نه خود را مالک است نه زن و فرزند را و نه اموال و دارائیهایش را و تنها در این حالت و با رسیدن به این فهم است که هدایت شده است یعنی مادامی كه انسان برای خودش شانی قائل است و برای اراده خودش در مقابل اراده پروردگار تقابلی قائل است و خلاصه( من)را دارد و هنوز به فنا نرسیده است ، در هدایت لنگ میزند اما اگر به این معنا دست یابد ، آنگاه برای هر چیزی روی به سوی غنی صاحب رحمت واسعه می آورد و حتی نمک منزل خود را از خداوند می خواهد و این همان معنای عبودیت مطلق است
و این است که دعا مغز و مخ عبادت است که گویی همه انبیاء و اوصیا و کتب آسمانی برای این نازل شده اند که ما را از خدایی « استغناء و بی نیازی از خدا » به بندگی « نیازمندی به دعا » راهنمایی کند پس دعا یعنی آخر همه عبادتها.
در اینجا به چند بیت از سنایی غزنوی تبرک می جوییم
تا گزنده بوی ، گزیده نه ای تا درنده بوی ، رسیده نه ای
بند بر خود نهی ، گزیده شوی پای بر سر نهی ، رسیده شوی
اندر این ره که راه مردان است هر که خود را فکند ، مرد آن است
هر که او نیست شد ، هستش دان هر که خود دید ، بت پرستش دان
بی خبر ز آخرت و مست یکی است خویشتن بین و بت پرست یکی است
ارتباط با خدا...
ما را در سایت ارتباط با خدا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: سعید زکی زاده
بازدید: 550